حل مشکلات زناشویی

حل مشکلات زناشویی

فرض کنیم از طریق خواندن کتاب های راهنما و شرکت در کلاس های آموزشی پیش از ازدواج و یا به طریقی اتفاقی موفق به یافت همسری شدید که از بسیاری جنبه ها مطابق ایده آل های شما به نظر می رسد.آیا در چنین شرایط ایده آلی نیز هنوز امکان این وجود دارد که شما و همسرتان شاهد بروز مشکلاتی در زندگی زناشویی خود باشید؟

پاسخ پرسش شما صد در صد آری است.

تفاوت میان ازدواج موفق و ناموفق در این نیست که در ازدواج موفق مشکل وجود ندارد،بلکه در این است که در ازدواج موفق زن و شوهر از مهارت های حل مشکلاتی که بی تردید در زندگی زناشویی رخ خواهد داد،برخوردار هستند.از سوی دیگر،در ازدواج ناموفق زن و شوهر به گونه ایی با مشکلات زناشویی برخورد میکنند که خود مسبب به وجود آمدن مشکلات دیگری می شود.

در بیشتر موارد روش های برخورد موثر با مشکلات زناشویی به طور خود انگیخته و خودکار در زناشویی موفق توسط زن و شوهر به کار برده می شود.در واقع باید گفت با آنکه روش های کارآمدی که به کار گیری آنها به محو تمام و کمال مشکلات زناشویی بیانجامد،وجود ندارد اما روش شناخته شده ایی که تاثیر آنها در بهبود روابط میان افراد از جمله رابطه زناشویی به اثبات رسیده است،وجود دارند.

اولین و مهمترین این روشها باور به این حقیقت است که انسان ها معمولا این توانایی را دارند که بجای آنکه کنترل خود را به دست نیروهای غریزی نا خود آگاه و یا دیگر افراد بدهند،برای داشتن یک زندگی خوشایند کنترل احساسات و هیجانات خود را در دست خود داشته باشند.

همچنان که در مورد باورهای غیر عقلانی که اساس اختلالات عاطفی بشمار می روند گفته شد،یکی از مخرب ترین باورهای فرد دارای اختلال عاطفی این است که:"در بیشتر موارد افراد و وقایع بیرونی و یا نیروهای درونی غیر قابل کنترل موجب رنج و اندوه فرد می شوند و معمولا خود فرد از قدرت کافی برای کنترل هیجانات و احساسات ناخوشایند خود برخوردار نیست".وجود این باور مخرب در زندگی زناشویی میتواند این گونه خود را به نمایش بگذاردکه:"زن و شوهر قادر به کنترل احساسات و هیجانات مخرب خود نیستند و در نتیجه نمیتوانند به طور عینی و کاربردی نسبت به حل مشکلات روابط زناشویی خودشان اقدام کنند."

با وجود این ،خوشبختانه غالب مشکلاتی که در زندگی زناشویی رخ می دهد قابل حل هستند.و خوشبختی دیگر اینکه ایمان واقع بینانه فرد نسبت به توانایی های خود،بزرگترین حلال مشکلات است و حتی پیچیده ترین مشکلات ناخوشایند و آزاردهنده زناشویینیز می تواند توسط چنین فردی برطرف گردد.

بنابراین اگر فردی باور داشته باشد که می تواند به گونه ایی عقلانی با مشکلات زناشویی برخورد کرده و آن را به طریقی منطقی حل کند،همین باور اضطراب او را در برخورد با مشکلات مزبور به طور چشمگیری کاهش داده و آنگاه او می تواند با آرامش بیشتری به انتخاب این یا آن راه حل بپردازد. در نهایت باید گفت اگر راه حل های مشکلات زناشویی در حالت آرامش اتخاذ شود و با صدااقت و پشتکاری به مرحله اجرا درآید،آنگاه بزرگترین مشکلات زناشویی قابل حل شدن میگردد.

هنگامی که زن و شوهر به این باور ایمان داشته باشند که مشکلات زناشویی قابل حل هستند،آنگاه کارآمد ترین روشی که برای حل مشکلات مزبورمیتوان بکار گرفت ارتباط موثر میان زن و شوهر است.

باید خاطر نشان ساخت که شکل گیری یک مشاجره به دوطرف اهل مشاجره نیاز دارد.همچنین انجام مذاکره نیز به دو طرف اهل مذاکره نیازمند است تا با همکاری یکدیگر و با در نظر داشتن اصل گذشت به حل مشکل مورد نظر نایل آیند.اگر زن و شوهر با سکوت یا از طریق دیگری از پرداختن به مشکلات میان خود کناره گیری کنند،آنها ارتباط میان آنها یکپارچگی خود را از دست خواهد داد.بنابراین هنگامی که روابط میان زن و شوهر صمیمیت خود را از دست می دهد سکوت در مورد آن نه یک عمل سازنده که مخرب بشمار می رود.البته صرف اینکهبه بحث پیرامون مشکل زناشویی بپردازند،کار سازنده ایی نیست بلکه بایستی جنبه های مختلف مشکل به طور کامل مورد بحث و بررسی قرار گرفته و کاری سازنده برای حل آن انجام داد.دو نکته مهم دیگر نیز اغلب توسط زن و شوهر نادیده گرفته می شود.اول اینکه آنها باید بدانند که هیچ ارتباطی نیست که در آن مشکلی بروز نکند.همواره این تمایل در زن و شوهر بویژه در اوایل ازدواج وجود دارد که مشکلات زناشویی را نادیده انگارند و فقط هنگامی توجه خود را به آن معطوف می دارند که مشکلات به مرحله بحرانی رسیده باشند.

دومین نکته مهم دیگری که در حل مشکل باید در نظر داشت این است که بطور دقیق ماهیت و ریشه مشکل که اغلب از نگاه زن و شوهر پوشیده استشناخته شود.به همین سبب است که گاه باهوشترین و خوشبخترین زوج ها خود را نیازمند مشاوره با فرد متخصص میبینند.

به طور مثال خانوم و آقای مستر نسبت به یکدیگر پرخاشگری های شدید از خود نشان می دادند.آقای مستر از وابستگی شدید خانم مستر به مادرش آزرده خاطر می شد و شکایت خانم مستر نیز این بود که همسرش بیش از اندازه خود را وقف کارش کرده است.اما با وجود این هر دو اذعان داشتند که این موارد مشکلات چندان شدیدی نیست که بتواند خشم و نفرت آنها به یکدیگر را توجیه کند.

پس از حدود شش جلسه مشاوره زناشویی آقای مستر متوجه شد که او بیشتر از این ناراحت است که چرا خودش نیز مثل همسرش به مادرش توجه ندارد و چون رابطه عاطفی میان همسر خود و مادرش را می بیندخود را نسبت به مادرش گناهکار دیده و احساس گناه میکند.آنگاه حس حسادت او در قالب پرخاشگری به همسرش ظاهر شده و بدین ترتیب تلاش میکند از ایجاد رابطه میان اندو جلوگیری کند.

از سوی دیگر خانم مستر از آنجا که تنها فرزندشان بزرگ شده وبه دانشگاه رفته و کار دیگری برای انجام دادن نمیبیند و مانند همسر پر کارش خود را فرد موثری در زندگی زناشویی احساس نمیکند در چنین شرایطی او نیز همانقدر نسبت به فعالیت شغلی همسرش حسادت میکند و همسرش نسبت به رابطه او و مادرش.

هنگامی که این زن و شوهر متوجه آآرزوهای نهانی و احساس گناه و حسادت خودشان نسبت به یکدیگر شدند پرخاشگری های آنها نسبت به یکدیگر رو به کاهش گذاشت.

حال آقای مستر بجای آنکه مانند قبل به خود بگوید:"رابطه نزدیک زنم با مادرش حالم را بهم میزند"شروع کرد که با خودش بگوید"اگر همسرم میتواند با مادرش رابطه صمیمانه داشته باشد من هم میتوانم با مادرم رابطه بهتری داشته باشم. از سوی دیگر خانم مستر نیز به جای آنکه با خود بگوید:"چرا او باید به سر کار برود و مرا تنها بگذارد."حال او میتوانست به خودش بگوید:"باید ببینم وقتی که همسرم در خانه نیست من چه کار انرژی بخشی میتوانم در داخل یا خارج از خانه انجام دهم؟"

پس از گذشت چندین هفته که آنها به گونه ای مثبت به اندیشه پرداختند آقای مستر رابطه صمیمانه تری با مادرش برقرار کرد و خانم مستر نیز به فعالیت در یک انجمن خیریه پرداخت.

مانع دیگری که در روشن شدن ماهیت و ریشه مشکلات زناشویی وجود دارد این است که بندرت یکی از زوجها ایجاد کننده این نوع مشکلات هستند. بنابراین زن و شوهر برای حل مشکلات میان خود بایستی هم به نقش همسر و هم به نقش خوددر ایجاد مشکل مزبور توجه داشته باشند.البته غالب افراد از روبرو شدن با نقایص خود به دلیل اضطراب ناشی از آن خودداری میکنند.

البته زوجهایی که از بلوغ فکری بیشتری برخوردار هستند و اختلالات فکری کمتری دارند میتوانند تا حد زیادی بطور عقلانی به بحث پیرامونحل مشکلات خود بپردازند.آنها در درجه اول میپذیرند که انسانجایز الخطاست و اگر آنها دچار خطا و اشتباهی شوند امر فاجعه بار و وحشتناکی رخ نداده است.بدیان ترتیب آنها مقاومت کمتر و تمایل بیشتری برای پذیرفتن مسولیت اشتباهات نقاط ضعف خود خواهند داشت.آنگاه قادر خواهند شد که به نقطه نظرات همسر خود گوش فرا داده و آن را درک کرده و بطور مداوم تلاش کنند تا اطلاعات و مهارت بیشتری برای بهبود روابط زناشویی خود بدست آورند و سپس آن را بطور عینی و عملی چنانکه مورد تایید خود و همسرشان باشد به مرحله اجرا گذارند.

از سوی دیگر تمایل به سرزنش خودبخاطر اشتباهات انجام شده احتمالا بزرگترین مانع برای ایجاد یک روابط زناشویی مطلوب است. زوج هایی که فکر میکنند اشتباه کردن چیزی وحشتناک و فاجعه بار است،معمولا در صورتی که عمل اشتباهی در همسرشان مشاهده کنند به سرزنش او نیز خواهند پرداخت و به هنگام بحث با همسر خود به نظرات او گوش فرا نمیدهند.

از سوی دیگر زوج هایی که فکر می کنند انسان جایز الخطاست و انسان غالبا از طریق آزمایش و خطا می تواندروش عملکرد خود را بیاموزد،مسولیت شکست هاو خطاهای خود را بطور کامل و بدون اینکه به سرزنش خود بپردازند بر عهده میگیرند و به احتمال زیاد با دیدن اشتباهات و خطاهای همسر خود او را مورد سرزنش قرار نمی دهند و بیشتر در جهت عملکرد بهتر او تلاش می کنند.

یکی دیگر از مهمترین جنبه های حل اختلافات زناشویی مانند بسیاری از جنبه های زندگی به کار گیری تلاش پیگیر و مداوم است.البته اگر یک اختلاف بزرگ و غیر معمول سبب ناسازگاری میان زن و شوهر شده باشد عشق میان آندو و سختکوشی آنها برای حل آن اختلاف شاید به جایی نرسد:اما اگر زن و شوهر مثل بسیاری از زوج ها تا حد قابل قبولی از سازگاری خوبی میان خود برخوردار باشند با قدری تلاش مداوم می توانند به حل اختلافات میان خود نایل آیند.

بسیاری از زوجها هنگامی که اولین تلاش های آنها برای رسیدن به حل اختلاف میان خود به نتیجه دلخواهشان نمی رسد احساس نا امیدی کرده و گمان میکنند که اختلاف مزبور هرگز حل نخواهد شد.

این افراد شبیه به کودک پنج ساله هستند که کتابی را برای خواندن برمیدار د و چون نمیتواند بخواند آن را برای همیشه کنار میگذارد و دیگر وقت خود را برای خواندن آن تلف نمی کند.حل اختلافات زناشویی نیاز به مهارتی بسیار بیشتر از مهارت خواندن دارد و به سادگی به دست نمی آید.

حتی هنگامی که زن و شوهر به فهم ریشه اختلافات خود نایل آمدند و تمایل به حل آن نیز داشتند،نباید انتظار داشته باشند که به سرعت به نتیجه دلخوا دست یابند.عادات دیرینه که ریشه در افکار گذشته دارد در مقابل تغییر مقاومت می کنند و بنابراین شکل گیری عادات نوین تا حدی با دشواری انجام میپذیرد.به همین جهت در حل اختلافات زناشویی داشتن شکیبایی و پشتکار اجتناب ناپذیر است.

به طور مثال هاری و سانرا متوجه شدند که ریشه اختلافات آنها در مورد تربیت فرزندشان تئودور تا اندازه زیادی به این مربوط می شود که هاری چون طریقه تربیت والدینش که او را ناز پرورده بار آورده بودند نمی پسندید عقیده داشت که در تربیت فرزند باید سخت گیر بود.از سوی دیگر چون ساندرا والدینش در تربیت او بسیار سخت گیرانه عمل کرده بودند دوست نداشت این کار را در مورد فرزندش تکرار کند.پس از آنکه آنها به فهم ریشه اختلاف خود نایل آمدند و متوجه شدند که چگونه در تربیت فرزندشان راه افراط و تفریط را در پیش گرفته اند ماه ها بطول انجامید تا آنها با شکیبایی و پشتکار توانستند به گونه مطلوب در مورد تربیت فرزندشان عمل کنند.

البته باید در نظر داشت که پیگیری مداوم در حل اختلافات زناشویی به این معنا نیست که زن و شوهر تمام یا بیشتر زمان با هم بودن را به نشست حل اختلاف اختصاص داده و مذاکره پشت مذاکره داشته باشند.آنها بایستیتا حد امکان در فاصله بین دو مذاکره به نوازش،شوخی و تفریح و بازی با یکدیگر پرداخته و اجازه ندهند اختلافات حل نشده در سایر جنبه های روابط میان آنها تاثیر منفی بگذارد.

امروزه در آمریکا زوج های بیشتر و بیشتری متوجه می شوند که تلاشهای آنان برای حل اختلافاتشان غالبا بی حاصل است. برخی از این زوج ها افرادی بسیار مغرور،مضطرب،غافل یا بی تفاوت نسبت به جستجوی کمک هستند.در برخی از مواقع فقط یکی از زوج ها اعتقاد به دریافت کمک از سوی مشاورد دارد.اما خوشبختانه تعداد زوج هایی که احساس می کنند برای حل اختلافاتشان نیاز به مشاوره با یک فرد متخصص در مسائل زناشویی را دارند رو به افزایش است.

در پایان این فصل یکبار دیگر به طور خلاصه باید خاطر نشان ساخت که در حل اختلافات زناشویی زوج ها بایستی:

1-سرزنش کردن همسر خود را متوقف کنند.

2-بطور صمیمانه برای حل اختلافات موجود به همکاری با یکدیگر بپردازند.

3-تا حد ممکن خونسرد باشند و نسبت به خود و همسرشان سخت گیری نکنند.

4-تمام راههای ممکن برای حل اختلاف در نظر گرفته و به بررسی آنها بپردازند.

5-بوسیله خواندن کتاب و شرکت در کلاسهای آموزشی اطلاعات لازم را در زمینه ایجاد روابط خوب زناشویی کسب کنند.

6- در نهایت اگر با مشکلی بسیار جدی روبرو شدند،از کمک های مشاوره ای افراد متخصص بهره گیرند.

با بکار گیری توصیه های چند جانبه فوق در مورد حل اختلافات زناشویی این امکان وجود خواهد داشت که زوج ها با حل اختلافات خود تا حد زیادی از رابطه زناشویی رضایت بخشی برخوردار شوند.                      

بازدید 72 بار
Share
محتوای بیشتر در این بخش: « 16 اصل برای مشاجره منصفانه

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

همکاران ما در زوج و خانواده

                                  

     

                        

 

 

خدمات ارایه شده به سازمان‌ها

  • Melat
  • O 2deb08c0
  • Sepah
  • Bsaderat
  • Emdad
  • Naft
  • Zendand
  • سازمان ها
    ارائه سخنرانی و آموزش مهارت های زندگی برای ادارات و سازمان های دولتی و خصوصی
  • Mahdkoodak
    ارائه سخنرانی وآموزش مهارت های زندگی برای مهد کودک ها
  • Keshavarzi
  • Dad
  • Araffm
  • Sazman

    ساعت کاری ما :

    • شنبه - چهارشنبه :صبح 9:00 - 14:00  بعدظهر 16:00 - 21:00
    • پنجشنبه: صبح 9:00 - 14:00
    01732350794 / 01732320995 / 0937 962 9135

    if location 287561

    گرگان  خیابان ولیعصر نبش عدالت 22 مجتمع مروارید - طبقه 7  واحد2  

       017-32350794  if phone 1055012

    017-32320995    if phone 1055012

    0937-962-9135if phone 1055012

    مرکز آرام را دنبال کنید

    inestagram           telegram             if email social media 2481196