مرکز روانشناسی و مشاوره آرام

مرکز روانشناسی و مشاوره آرام

چهارشنبه, 24 شهریور 1400 ساعت 08:58

روانشناسی تئوری انتخاب

روان شناسی تئوری انتخاب

نیازهای اساسی

تئوری انتخاب ابتدا به بررسی پنج نیاز اساسی انسانها می پردازد.همگی ما نیازهای مشابهی داریم.متخصصان تئوری انتخاب به افراد آموزش می دهند که این نیازها و شدتشان به لحاظ ژنتیکی از پیش تععین شده اند.همه افراد در این پنج نیاز اساسی مشترکند؛ اما شدت این نیاز ها را ژن ها و شرایط ابتدایی زندگی هر فرد مشخص می کند.

شدت از پیش تعیین شده نیازها در طول زمان تغییر نمی کند.اما اگر نیازهای ضعیف تر پیش از این نادیده گرفته شده باشند یا در موقعیتی باشیم که ارضای نیاز های شدیدتر دشوارتر باشد ممکن است نیاز های ضعیف تر اولویت پیدا کنند.ما زمانی بهترین احساس را تجربه می کنیم که نیاز ها صرف نظر از این که شدتشان کم باشد یا زیاد به میزان دلخواهمان ارضا شوند.

متاسفانه ساختار ژنتیکی را نمیتوان اندازه گیری کرد تا متوجه شویم هر بار چقد از نیازمان ارضا می شود.بنابراین باید به احساس کلی خود    از رضایتمندی و شادکامی و آرامش تکیه کنیم. هر گاه چنین احساساتی داشته باشیم پی میبریم که نیازهایمان در حال برآورده شدن است.اگر احساسات دیگری را تجربه کنیم آن گاه این مسئولیت برعهده ماست که مشخص کنیم کدام یک از نیازهایمان با مشکل روبروست و باید برای آن چه کار کنیم.

نیازهای اساسی تئوری انتخاب عبارتند از:بقا،قدرت،عشق و تعلق خاطر،آزادی و تفریح.من گاهی نیاز به قدرت را "مهم بودن" می نامم،نیاز به عشق و تعلق خاطر را "پیوند" و نیاز به تفریح را "لذت". به نظر من این اصطلاحات معنای اصلی نیازها را بهتر می رسانند.

افرادی که نیاز به بقای بالایی دارند امنیت را به هر چیز دیگری ترجیح می دهند از رفتارهای مخاطره آمیز اجتناب می کنند و بسیار نگرانند؛بویژه در مورد افراد خطر پذیر زندگی شان. آن ها به سلامتشان اهمیت می دهند و اغلب ورزش غذای سالم و استراحت کافی را در اولویت قرار می دهند.همچنین علاقه دارند برای هر احتمالی برنامه ریزی کنند،پس انداز را ترجیح می دهند و به جای فعالیت های خود جوش و بدون برنامه،برنامه ریزی های بلند مدت را دنبال می کنند.

افرادی که نیاز بسیاری به قدرت دارند احترام را بر همه چیز مقدم می دانند.به رسمیت شناخته شدن برایشان بسیار ارزشمند است و بدون آن احساس ناکامی می کنند؛به ویژه اگر استحقاق آن را داشته باشند.برای آن ها داشتن شخصیتی متفاوت و تاثیر گذاری روی دیگران بسیار مهم است.آن ها دوست دارند همواره برنده و بی نقص باشند و در بحث حرف آخر را بزنند.برای آنها ضرورت دارد که از خود میراثی به جای بگذارند.این افراد دوست دارند رویدادهای پیرامونشان را در کنترل داشته باشند و مدام مهارت های مهمشان را روز آمد کنند.

افرادی که به پیوند نیاز بسیاری دارند علاقمندند زمانشان را در کنار دیگران سپری کنند.دوستدار کمک به دیگرانند و اغلب نقش مصلح و میانجی را ایفا می کنند.اگر هم خودشان در چنین موقعیتهایی قرار بگیرند می کوشند از تعارض اجتناب کنند.برای آنها عشق ورزی و دریافت عشق بسیار حائز اهمیت است.آن ها عموما با دیگران بسیار سازگارند و به خوبی تشخیص می دهند چه موقع اوضاع خوب پیش نمی رود یا دیگران از موضوعی ناراحتند.روابط آن ها عمیق و معنا دار استو ابدا سطحی و بی مایه نیست.اشخاصی که شدت نیاز به پیوند در آنان بالاست دیگران را بر همه چیز مقدم می دانند حتی خودشان.

افرادی که به آزادی نیاز فراوانی دارند بیش از هر چیز علاقه مندند کارهایی را انجام دهند که خودشان دوست دارند.اگر احساس کنند کنترل می شوند یا اختیارشان محدود است احساس ناکامی می کنند.آن ها بیش از آنکه بخواهند در کنار دیگران باشند ترجیح می دهند اوقاتی را در تنهایی بگذرانند.آنان به شدت می خواهند مستقل باشند و گاهی تصمیماتی می گیرند که به صلاحشان نیست آن هم فقط به این دلیل که می خواهند بر خلاف خواسته دیگران عمل کرده باشند.برای حریم شخصی خود ارزش زیادی قائلند و از کنجکاوی بیجای دیگران در کارشان ناراحت میشوند.مدام برای تغییر وضع موجود در تلاشند و دوست دارند بسیار خلاق و خارج از چارچوب های از پیش تعیین شده باشند.

افرادی که به تفریح/لذت نیاز بسیاری دارند لذت را بر هرچیز مقدم می دانند.در حقیقت آنها از هر چیزی که احساس کنند لذتی در آن نیست اجتناب می کنند.بسیار شوخ طبع عاشق خندیدن و خنداندن هستند.به دلیل لذتی که در کشف کردن وجود دارد همواره به دنبال فرصتهایی برای یادگیری اند و به بازی و آرامش اولویت می دهند.

شاین ذکر است که همگی ما تحت تاثیر هر پنج نیاز هستیم و تمام این نیاز ها در نیمرخ شدت نیازهای ما وجود دارند؛اما معمولا یکی یا دوتای آن ها انگیزه بسیاری از رفتارهای ما هستند.

نیمرخ نیاز ها نموداری است که شدت هر یک از نیازهای اساسی را مشخص می کند که می توانید آنها را با یکدیگر مقایسه کنید.براساس ویژگی های نیمرخ نیازهای منحصر به فرد شما فعالیتهای بخصوصی در زندگی به عنوان ارضا کننده نیاز ادراک می شود و این فعالیتها احساس بسیار خوبی به شما می دهد.پیش بینی اینکه کدام فعالیت نیاز فردی دیگر را ارضا می کند یا خیر غیر ممکن است؛اما در خصوص خودتان می دانید که اگر فعالیتی نیاز یا نیازهایی را در شما برآورده می کند در نهایت در جایی ذخیره می شود که تئوری انتخاب آن را در دنیای مطلوب می نامد.

دنیای  مطلوب

در زندگی فعالیتی برایتان بسیار لذت بخش است که حداقل یک نیاز یا نیاز های بیشتری(بقا،عشق و تعلق خاطر،قدرت،آزادی و تفریح)را برآورده کند.آن گاه شما آن را در دنیای مطلوبتان ذخیره خواهید کرد.این برآورنده نیاز ممکن است شخص،مکان،شیء، رفتار،باور یا یک ارزش باشد.دنیای مطلوب مکانی است سحر آمیز که همه چیز در آن بی نقص و کامل است.اگر  می توانستیم با تمام چیزهایی که در دنیای مطلوبمان داریم زندگی کنیم همیشه و همه وقت شادمان بودیم؛اما متاسفانه مجبوریم این واقعیت تلخ زندگی را بپذیریم که بیشتر ما تمتم و کمال به دنیای مطلوبمان دست نمی یابیم.

شایان ذکر است که محتویات دنیای مطلوب ما لزوما با تعریف جامعه از"مطلوب"همخوانی ندارد.افراد سیگاری معمولا سیگار را در دنیای مطلوبشان دارند؛همچنین کودک آزاری و اعمال خشونت روی عزیزان از رفتارهایی است که در دنیای مطلوب بعضی افراد وجود دارد.

تصاویر دنیای مطلوب لزوما مبتنی بر اخلاق و وجدان نیست.آن جا با تصاویری از اشخاص،مکان ها،اشیا،رفتارها،باورها و ارزش هایی پر شده است که هر یک احساس بسیار خوبی به شخص داده اند و یک یا چند نیاز او را برآورده کرده اند.آرزوها،رویاها و امید ها نیز در دنیای مطلوب جای دارند؛حتی اگر تا بحال تجربه نشده باشند.وقتی فرد آنها را تجربه کند،تصویرشان پررنگ تر و مستحکم تر می شود.اگر پس از تجربه کردن آن ها هیچ یک از نیاز هایمان برآورده نشد علاقه مان را به آنها از دست می دهیم و از دنیای مطلوبمان خارج می شوند.

مکان مقایسه

برای دستیابی به آنچه در دنیای مطلوبمان داریم به ساعت ها زمان نیاز است.بدین منظور مدام داشته هایمان را با خواسته هایمان مقایسه می کنیم تا ببینیم هماهنگند یا نه.اگر با هم منطبق بودند احساس خوبی خواهیم داشت و اگر منطبق نبودند ناراحت می شویم.حتی اگر همه خواسته هایمان را در اختیار داشته باشیم باز هم صد در صد منطبق نخواهند بود؛زیرا برای رسیدن به خواسته هایمان باید هزینه کنیم.

ارتقای شغلی اغلب با مسئولیت های بیشتر و اوقات فراغت کم تری همراه است.شما شاید خواستار تشکیل خانواده باشید اما ازدواج آزادی تان را محدود خواهد کرد.داشتن فرزند ممکن است مطلوب شما باشد اما مسئولیت ها و هزینه هایتان را بسیار افزایش می دهد.همواره این بده بستان در زندگی وجود دارد.

همچنین اگر به خواسته هایتان نرسید احساس نارضایتی می کنید؛اما همواره مزایایی هم در آن است حتی اگر قادر نباشید در آن لحظه تشخیص دهید.تجربه های دردناک برای ماهدایا،درس ها و فرصتهایی را فراهم می کند؛کافی است ذهنمان را برای جستجوی آنها تمرین دهیم.

پس از مقایسه داشته ها با خواسته هایتان و تشخیص میزان هماهنگی آن ها مرحله بعد ارزیابی رفتارهای دردسترسی است که با کمک آن ها می توانید داشته های خود را حفظ کنید،به خواسته تان دست یابید یا بردیگر خواسته هایتان تمرکز کنید.

چهارشنبه, 24 شهریور 1400 ساعت 08:50

زندگی جنسی مردان

زندگی     جنسی    مردان

چرخه پاسخ جنسی

پاسخ جنسی در انسان دارای چهار مرحله است که عبارتند از: مرحله انگیختگی، مرحله فلات، مرحله اوج لذت جنسی ومرحله فرو نشینی.

مرحله انگیختگی مرحله ایی از پاسخ جنسی است که در آن فرد در پی یک تحریک جنسی یا روانی،کشش جنسی را در خود احساس می کند که در غیاب تحریک وجود نداشته است. در مرحله فلات،به شرط ادامه تحریک جنسی،انگیختگی جنسی حفظ و تشدید می شود،به طوری که فرد آمادگی رسیدن به اوج لذت جنسی را کسب می کند.طول مدت این مرحله از فردی به فرد دیگر و از موقعیتی به موقعیت دیگر بسیار متغیر است. در طول این مرحله تغییرات فیزو لوژیایی چشمگیری رخ می دهد که برخی از آنها عبارتند از انقباضهای ماهیچه ایی در ناحیه کفل و ران ،افزایش ضربان قلب،تند شدن تنفس و بالا رفتن فشار خون.چنانچه تحریک جنسی موثر تا پایان این مرحله صورت گیرد فرد به مرحله اوج لذت جنسی می رسد.مرحله اوج لذت جنسی کوتاهترین بخش اسخ جنسی است که معمولا فقط چند ثانیه ادامه می یابد.کیفیت اوج لذت جنسی در افراد مختلف و در یک فرد خاص نیز بسته به موقعیتهای گوناگون متغیر است.

گاهی اوقات در پی رسیدن به اوج لذت جنسی احساسهای فرد و تحریکهایی که از موضوع جنسی دریافت می کند دچار افت ناگهانی می شود اما در مواقع دیگر چنین کاستی به آرامی و تدریجی صورت می گیرد.تجربه اوج لذت جنسی در زنان تغییرات آشکاری چه از نظر شدت و چه از نظر طول مدت نشان می دهد اما در مردان تغییرات فردی اندکیمشاهده می شود.کیفیت اوج لذت جنسی به عوامل گوناگونی بستگی دارد که از جمله آنها می توان به حالت سلامت یا ضعف جسمانی مدت زمان گذشته از آخرین تجربه اوج لذت جنسی عوامل روانی-اجتماعی همچن خلق فرد کیفیت رابطه عاطفی با شریک جنسی فعالیتها نگرشها و احساسهای مربوط ه عمل جنسی اشاره کرد.

مرحله فرونشینی که آخرین مرحله پاسخ جنسی به شمار می رود عبارت است از برگشت به مرحله قبل از انگیختگی و برقراری دوباره تعادل فیزولوژیایی.در این مرحله همه تغییرات فیزیولوژیایی که در طول مراحل انگیختگی،فلات و اوج لذت جنسی ایجاد شده بود به حالت قبل انگیختگی بر می گردند و هر دو جنس با برگشت به وضعیت قبل از انگیختگی جنسی،به یک حالت رخوت و آرامش می رسند که با تعریق و شل شدن تمام بدن و احساس ذهنی رضامندی همراه است.طول مرحله فرونشینی بستگی به رخداد اوج لذت جنسی دارد.چنانچه فرد در پی ادامه تحریک جنسی و قرار گرفتن در مرحله فلات نتواند به اوج لذت جنسی برسد پس از توقف تحریک مرحله فرونشینی بیشتر طول کشیده و ممکن است با احساس ذهنی نارضایتی و برخی احساسهای جسمانی ناخوشایند همچون احساس بروز درد در بیضه ها یا مثانه همراه باشد.

کژکاریهای جنسی مردان

کژکاریهای جنسی عبارتند از بروز اختلال یا آشفتگیهایی در میل جنسی،انگیختگی جنسی یا اوج لذت جنسی که در هر دو جنس مرد و زن دیده می شود،اما جلوه های آن در زنان و مردان متفاوت است.

                    

اختلالهای میل جنسی در مردان

ویژگی اصلی اختلال میل جنسی اندک یا کم کار،کمبود یا فقدان خیالپردازیهای جنسی و بی میلی برای فعالیت جنسی است.میل جنسی اندک ممکن است کلی باشد و همه شکلهای ابراز فعالیت جنسی را شامل شود یا ممکن است موقعیتی و محدود به یک شریک جنسی یا یک فعالیت جنسی خاص باشد.برای مثال ممکن است فرد نسبت به آمیزش جنسی با همسرش بی میل باشد ولی برای استمناء کردن تمایل نشان دهد.افراد مبتلا به این اختلال معمولا اقدامی برای آغاز فعالیت جنسی نمی کنند و یا چنانچه نشانه ایی از میل به فعالیت جنسی از سوی شریک جنسی خود احساس کنند با اکراه آن را می پذیرند. به طور کلی این قبیل افراد تجربه های جنسی اندکی دارند اما در برخی از موارد به لحاظ میل به ایجاد صمیمیت با شریک جنسی یا در اثر اجبار برای پاسخگویی به نیاز های جنسی همسرشان اقدام به فعالیت جنسی می کنند.روشن است که بدون در نظر گرفتن ویژگیهای فردی روابط بین همسران شرایط زندگی و محیط فرهنگی-اجتماعی افراد نمیتوان به سادگی قضاوت کرد که آیا بی میل آنان نسبت به فعالیت جنسی نوعی اختلال است یا پیامد مشکلاتی در زمینه های مذکور.برای مثال ممکن است میل اندک به فعالیت جنسی ناشی از نیاز مفرط به ابراز جنسی از سوی شریک جنسی دیگر باشد.به بیان دیگر در فرهنگ ما معمولا این مردان هستند که برای انجام فعالیت جنسی با همسرانشان پیش قدم می شوند.حال اگر زنی از سوی همسر خود نشانه هایی دال بر تمایل به رابطه جنسی دریافت نکند،معمولا بعید است که خود پیش قدم شود.از این رو زدن برچسب"دچار میل جنسی کم کار"به این قبیل زنان نادرست و نشانه ای از قضاوت غلط می باشد.همچنین در یک رابطه زناشویی ممکن است میل جنسی هر یک از طرفین متفاوت از دیگری ولی در حد بهنجارباشد.روشن است که در این قبیل موارد نیز نمیتوان یکی از زوجین را دچار اختلال تلقی کرد چرا که مشکل اصلی هم سطح نبودن میل جنسی طرفین است نه وجود کاستی یا اختلال در یکی از آنها.

میل جنسی اندک در بیشتر اوقات با مشکلات انگیختگی یا مشکلات اوج لذت جنسی همراه است.نارسایی در میل جنسی ممکن است از آغاز دوره بلوغ وجود داشته باشد یا آنکه پیامد پریشانی هیجانی ناشی از اختلال در انگیختگی یا اوج لذت جنسی باشد.

سن شروع این اختلال چنانچه از نوع اولیه یا مادام ااعمر باشد همزمان با بلوغ جنسی است.اما در بیشتر موارد این اختلال در دوران بزرگسالی پس از یک دوره برخورداری از میل جنسی کافی و به دنبال پریشانیهای روانی رویدادهای تنش زای زندگی یا مشکلات بین فردی روی می دهد.از دست دادن میل جنسی بسته به عوامل روانی-اجتماعی یا ارتباطی ممکن است همیشگی یا دوره ای باشد.در برخی افراد الگوی دوره ای از دست دادن میل جنسی در ارتباط با مشکلات مربوط به احساس صمیمیت و وفاداری روی می دهد.برای مثال بروز بگو مگو و در گیریهای شدید میان زن و شوهر ممکن است برای یک دوره محدود میل جنسی نسبت به یکدیگر را دچار مشکل سازد، اما معمولا پس از مدتی که آشتی برقرار شد،این میل دوباره باز می گردد؛مگر آنکه بروز تنشها و در گیری ها آنچنان ریشه ایی و شدید باشند که حتی پس از تعادل یابی ظاهری ارتباطها نیز بهبودی در میل جنسی نسبت به همسر رخ ندهد.

اختلال بیزاری جنسی

ویژگی اصلی اختلال بیزاری جنسی،بیزاری و اجتناب دائم از تماس جنسی تناسلی با یک شریک جنسی است.در این اختلال وقتی فرد فرصت تماس جنسی با یک شریک جنسی را بدست می آورد دچار اضطراب،ترس،یا تنفر می شود بطوری که این حالتها اغلب به پریشانی یا بروز مشکلات بین فردی قابل ملاحضه می انجامد.

بیزاری نسبت به تماس جنسی ممکن است بر جنبه خاصی از تجربه جنسی متمرکز شود. به عبارت دیگر ممکن است فرد مبتلا به بیزاری جنسی صرفا از ترشحات آلتی(ترشحات زنانه یا مردانه) یا فرو رفتن احلیل به مهبل ترس و تنفر داشته باشد.

برخی افراد بیزاری فراگیری را در مورد همه محرکهای جنسی از جمله بوسیدن و لمس کردن نشان می دهند و شدت واکنش فرد هنگام رویارویی با محرک جنسی ممکن است از اضطراب متوسط و فقدان لذت تا پریشانی روانی شدید گسترده باشد.این اختلال ممکن است از نوع مادام العمر ویا اکتسابی باشد.در نوع مادام العمر ابراز تنفر و بیزاری نسبت به رابطه جنسی از آغاز دوره بلوغ و زندگی جنسی شروع شده و همواره وجود داشته است،اما در نوع اکتسابی رخداد بیزاری و تنفر نسبت به رابطهجنسی در پی یک دوره فعالیت جنسی بهنجار رخ می دهد.همچنین بیزاری نسبت به رابطه جنسی ممکن است محدود به یک موقعیت خاص یا فراگیر و تعمیم یافته باشد.برای مثال ممکن است فردی تنها در برخی از موقعیتها و شرایط زمانی و مکانی و یا نسبت به برخی از محرکهای جنسی بیزاری نشان دهد.اما در نوع فراگیر این اختلال بیزاری جنسی نسبت به هر موقعیت و شرایطی که به نوعی با تحریک جنسی همراه است بروز می کند.

برخی از مبتلایان به اختلال بیزاری جنسی شدید هنگام رویارویی با یک موقعیت جنسی ممکن است به اضطراب شدید حالت ضعف،تهوع،تپش قلب،سر گیجه و مشکلات تنفسی دچار شوند.چنین افرادی ممکن است به بهانه های مختلف از قرار گرفتن در موقعیتهای جنسی یا تنها ماندن با شریک جنسی اجتناب کنند. برای مثال یک مرد دچار بیزاری جنسی که از موقعیت شغلی و اجتماعی بسیار بالایی برخوردار بود یکی از راههای اجتناب از قرار گرفتن در موقعیتهای جنسی را استفاده نکردن از عطر و لباس تمیز عنوان میکرد.

پژوهشهای جدید ارتباط نزدیکی را میان رخداد این اختلال و ابتلا به اختلال وحشتزدگی عنوان کرده اند.در اختلال وحشتزدگی فرد بیمار به طور ناگهانی احساس بسیار شدیدی از اضطراب می کند که همراه با آن احساسهای جسمانی و ذهنی ناخوشایندی مانند تپش قلب شدید ،احساس خفگی،تعریق،تهوع،ترس از سکته قلبی و ترس از مردن یا دیوانه شدن در وی ظاهر می شود که او را  از انجام هرگونه فعالیتی بازداشته و موجب اجتناب او از موقعیتهایی می شود که قبلا در آنها دچار چنین حمله هایی شده است.از این رو چنانچه برحسب تصادف مواردی از حمله های وحشتزدگی در موقعیتهای جنسی رخ دهند خواه ناخواه اثر ناخوشایند این حمله ها به فعالیتها و موقعیتهای جنسی منتقل شده و موجب اجتناب فرد از اینگونه فعالیتها میشود.

پژوهشهای گوناگون نشانگر آنند که بیزاری نسبت به روابط جنسی غالبا حاصل تجربه های جنسی آسیب رسان قبلی مانند مورد سوءاستفاده جنسی واقع شدن در دوران کودکی ،زنا با محارم یا تجاوز به عنف است.همچنین در جوامعی که دختران و پسران تا قبل از ازدواج هیچگونه ارتباط جنسی را تجربه نکرده اند کیفیت نخستین رابطه جنسی پس از ازدواج نقش موثری بر نگرش و تمایلات جنسی بعدی آنان خواهد داشت.برای مثال برخی از پسران یا مردانی که قبل از ازدواج هیچگونه تجربه یا اطلاعات جنسی صحیحی ندارند ممکن است در شب زفاف بر اثر آمیزش ناشیانه یا توام با هیجانهای کنترل نشده آنچنان درد و جراحاتی را در همسرشان ایجاد کنند که تا مدتها موجب بیزاری یا ترس وی از رابطه جنسی شود.

اختلال انگیختگی جنسی

اختلال نعوظی در مرد یا ناتوانی جنسی

نا توانی جنسی یعنی دشواری یا شکست در ایجاد حالت نعوظ به طوری که فرد در نگه داشتن و حفظ نعوظ برای به پایان رساندن آمیزش با نا توانی روبراست و این ناتوانی اغلب به پریشانی یا بروز مشکلات بین فردی قابل ملاحضه منجر میشود.

لازم به یادآویست علاوه بر مشکلات جسمانی عوامل روانشناختی و غیر جسمانی اشاره کرد.

مشکلات نعوظی و ناتوانی جنی نسبتا رایج هستند و احتمالا شایعترین شکایت مردانی است که برای دریافت کمک و راهنمایی به روان شناسان روانپزشکان یا متخصصان کلیه و مجاری ادرار مراجعه می کنند.این اختلال ممکن است مادام العمر(یعنی شخص همواره این مشکل را داشته است) و یا اکتسابی(یعنی در گذشته برای مدتی این مشکل وجود نداشته است) باشد.همچنین ناتوانی جنسی ممکن است کامل(یعنی شخص نتواند در هیچ موقعیتی به حالت نعوظ دست یابد یا آن را نگه دارد) یا موقعیتی(یعنی نعوظ در موقعیتهای ویژه، مانند استمناء،روی دهد ولی در موقعیتهای دیگر ظاهر نشود)باشد.

اختلال نعوظی در مرد ممکن است با ختلال میل جنسی کم کار و انزال زودرس همراه باشد.همچنین مبتلایان به اختلالهای خلقی(برای مثال افسردگی)و معتادان به مواد مخدر نیز اغلب با مشکلات انگیختگی جنسی دست به گریبانند. برای مثال مردان معتاد به مواد افیونی(همچون تریاک و هروئین )طی مسمومیت یا مصرف مزمن این مواد دچار نارسایی نعوظی می شوند.

اختلال نعوظی مردان دارای شکلهای گوناگون است ودر دوره های متفاوتی از زندگی رخ می دهد.سن شروع این اختلال بطور قابل ملاحظه ایی متغیر است.افراد معدودی که هرگز قادر به تجربه نعوظ با کیفیت مناسب برای تکمیل فعالیت جنسی با شریک جنسی نبوده اند معمولا به ناتوانی جنسی مزمن و مادام العمر دچارند.در 15 تا 30 در صد از موارد نوع اکتسابی این اختلال ممکن است به طور خودبه خود بهبود یابد.موارد موقعیتی نیزممکن است تابع نوع شریک جنسی یا کیفیت رابطه میان زوجین باشد.ناتوانیهای جنسی موقعیتی اغلب دوره ای و عود کننده اند.

ناتوانی جنسی را می توان به عوامل گوناگونی نسبت داد،عوامل   

چهارشنبه, 24 شهریور 1400 ساعت 08:39

کمال گرایی

کمال گرایی

آیا احساس میکنید کارهایی که به اتمام رسانده اید به اندازه کافی خوب نیستند؟

آیا نوشتن مقالات و طرحها را با هدف انجام دقیق آنها به تعویق می اندازید؟

آیا احساس می کنید که کارها را باید صددرصد درست انجام دهید و در غیر این صورت فردی متوسط و یا حتی بازنده هستید؟

اگر چنین باشد در آن صورت شما به جای حرکت در مسیر موفقیت سعی در کامل بودن دارید.

کمال گرایی  به افکار ها و رفتارهای خود تخریب گرانه ای اشاره می کند که هدف آنها نیل به اهداف به شدت افراطی و غیر واقع گرایانه است.در جامعه امروزی به اشتباه کمال گرایی چیزی مطلوب و حتی لازم برای موفقیت در نظر گرفته می شود.

بهر حال مطالعات جدید نشان می دهند که نگرش  کمال گرایانه موجب اخلال در موفقیت می شود.آرزوی کامل بودن هم احساس رضایت از خودتان را از شما می گیرد و هم شما را بیش از سایر مردم(کسانی که اهداف واقع گرایانه تری دارند)در معرض ناکامی قرار می دهد.

علل کمال گرایی

اگر شما فردی کمال گرا باشید احتمالا در کودکی گرفته اید که دیگران با توجه به میزان کارآیی شما در انجام کارها به شما بها می دهند در نتیجه احتمالا شما یاد گرفته اید در صورتی به خود بها دهید که مورد قبول دیگران واقع شوید.

(فقط بر پایه میزان پذیرش دیگران به خود بها دهید).بنابراین عزت نفس شما براساس معیارهای خارجی پایه ریزی شده است.این امر می تواند شما را به نقطه نظرها و انتقادات دیگران آسیب پذیر و به شدت حساس سازد.

تلاش برای حمایت از خودتان و رهایی از اینگونه انتقادات سبب می گردد کامل بودن را تنها راه دفاع از خود بدانید.بعضی از احساسات افکار و باورهای منفی ذیل احتمالا با کمال گرایی مرتبط هستند:

-ترس از بازنده بودن-افراد کمال گرا غالبا شکست در رسیدن به هدف هایشان را با از دست دادن ارزش و بهای شخص مساوی میدانند.

-ترس از اشتباه کردن-افراد کمال گرا غالبا اشتباه را مساوی با شکست می دانند.موضوع آنها در زندگی حول و حوش اجتناب از اشتباست.کمال گراها فرصت های یادگیری و ارتقا را از دست می دهند.

ترس از نارضایتی-افراد کمال گرادر صورتی که دیگران شاهد نقایص یا معایب کارشان باشند غالبا بدلیل ترس ازعدم پذیرش از سوی آنان دچار وحشت می گردند.تلاش برای کامل بودن در واقع روشی جهت حمایت گرفتن از دیگران به جای انتقاد طرد شدن یا نارضایتی می باشد.

همه یا هیچ پنداری-افراد کمال گرا بندرت بر این باورند که در صورت به پایان رسیدن یک کار بطور متوسط هنوز با ارزش هستند.افراد کمال گرا در دیدن دور نمای موقعیت ها دچار مشکل هستند.برای مثال دانش آموزی که همیشه نمره الف داشته در صورت گرفتن نمره ب  براین باور است که "من یک بازنده کامل هستم".

تاکیدبسیار بر روی"بایدها"-زندگی افراد کمال گرا غالبا بر اساس لیست پایان ناپذیری از"بایدها"بنا شده است که با قوانین خشکی برای هدایت زندگی آنها به خدمت گرفته می شود.افراد کمال گرا با داشتن چنین تاکیدهایی بر روی"بایدها"بندرت برروی خواسته ها وآرزوی های خود حساب می کنند.

اعتقاد داشتن به این امر که دیگران به آسانی به موفقیت می رسند.افراد کمال گرا مشاهدات خود را به گونه ای جمع آوری می کنند که بگویند افراد دیگر با کمترین تلاش خطاهای کم استرس های عاطفی کمتر و بالاترین اعتماد نفس به موفقیت دست می یابند.در عین حال افراد کمال گرا کوششهای خود را پایان ناپذیر و ناکافی تلقی می کنند.

دور معیوب(سیکل معیوب)در روند کمال گرایی

نگرش کمال گرایانه یک دور معیوب را بوجود می آورد.افراد کمال گرا نخست مجموعه ای از اهداف غیر قابل دسترس را ردیف می کنند. در گام بعدی در رسیدن به این اهداف شکست می خورند زیرا دسترسی به آن اهداف غیر ممکن میباشد.در گام بعدی زیر فشار میل به کمال و ناکامی های مزمن غیر قابل اجتناب ناشی از آن خلاقیت و کار آمدی آنها کاهش می یابد. و بالاخره این روند افراد کمال گرا را به انتقاد از خود و سرزنش خود هدایت می کند که نتیجه این روند نیز عزت نفس پایین می باشد.این مسایل احتمالا اضطراب و افسردگی نیز به همراه خواهد داشت.در این موقعیت افراد کمال گرا بطور کامل از اهداف خود صرف نظر می کنند و اهداف متفاوت غیر واقعی دیگری بر می گزینند با این اندیشه  که در این لحظه تنها اگر سخت تر کار کنم موفق خواهم شد.چنین افکاری مجددا منجر به یک دور کامل معیوب می گردد.

چنین دور معیوبی با نگاهی به نحوه روابط بین فردی افراد کمال گرا می تواند بهتر قابل تشریح باشد.افراد کمال گرا معمولا عدم پذیرش و ترد شدن را از سوی دیگران را پیش بینی و از آن می ترسند.با این ترس آنها در مقابل انتقاد دیگران حالت دفاعی به خود می گیرند و از این طریق دیگران را ناکام و از خود دور می سازند.کمال گرا ها بدون اینکه متوجه این موضوع باشند همچنین معیارهای به شدت غیر واقع گرای خود را از دیگران نیز انتظار داشته و در نتیجه نسبت به دیگران متوقع و منتقد می گردند.

در نهایت ممکن است افراد کمال گرا به دیگران اجازه ندهند که شاهد اشتباهاتشان باشند.آنها این نکته را در نظر نمیگیرند که خود افشایی این فرصت را به آنها می دهد که دیگران به چشم یک انسان به آنها نگاه کرده و دوستشان بدارند.به دلیل وجود این دور (سیکل)معیوب افراد کمالگرا غالبا در داشتن روابط نزدیک با افراد دچار مشکل هستند و به همین خاطر رضایت کمتری از روابط بین فردی خود دارند.

تلاش (پشتکار) سالم

انتخاب اهداف سالم و داشتن تلاش و پشتکار با فرایند خود تخریب گر کمال گرایی کاملا تفاوت دارد. تلاش سالم (سازنده)منجر به انتخاب اهداف بر پایه خواسته های شخصی و آرزوها و نه بر اساس پاسخگویی به انتظارات خارجی می گردد.اهداف این افراد همیشه تنها یک قدم از آنچه همان زمان به پایان برده اند فراتر است.به عبارتی اهداف آنها واقعی خودجوش(درونی)و ذاتا قابل حصول است. افراد کوشای سالم از انجام کار در دست اجرا بیشتر از تفکر در مورد نتیجه پایانی آن لذت می برند.وقتی این افراد با تجاربی چون نارضایتی یا شکست مواجه می شوند واکنش های آنها عموما به موقعیت ویژهموجود محدود می شود و این موضوع را به احساس ارزشمندی خویش تعمیم نمی دهند.

در مورد کمال گرایی چه باید کرد

اولین گام در تغییر نگرشهای کمال گرایانه به تلاشهای سالم داشتن عدم رضایت از کمال گرایی است بی نقص بودن یک خطای غیر قابل حصول است.گام بعدی چالش با افکار و رفتارهای خود تخریب گرانه ای است که بی نقص گرایی را تغذیه می کنند.احتمالا برخی از دستورالعمل های زیر می توانند کمک کننده باشند:

*اهداف واقعی و قابل دسترس را بر پایه خواسته های شخصی نیازها و عملکردهای قبلی خود هماهنگ نمائید.این امر شما را قادر خواهد ساخت تا به خواسته های  خود برسید و نیز احساس ارزشمندی شما را افزایش خواهد داد.

* اهداف بعدی را به ترتیب ارزش آنها مرتب نمائید.به محض آنکه به یک هدف می رسید هدف بعدی را یک سطح فراتر از سطح قبلی عملکردتان تعیین نمائید.

* با معیارهای خودتان برای رسیدن به موفقیت تلاش نمائید. هر گونه فعالیت و هدفی را که انتخاب می کنید با 100%

%90، %80 یا حتی 60% موفقیت بپذیرید.این امر به شما کمک خواهد کرد تشخیص دهید که کانل نبودن شما به معنی پایان دنیا نیست.

* طی مراحل انجام کار در فعالیت تنها بروی نتیجه پایانی تمرکز نکنید.موفقیت خود را تنها براساس اینکه چه چیزی را به پایان رسانیده اید ارزیابی ننمایید بلکه به این مسئله نیز بها دهید که انجام این کتر چقدر موجب احساس لذت در شما شده است. به این موضوع دقت کنید که مراحل به انجام رسانیدن یک هدف نیز می تواند ارزشمند باشد.

* احساس اضطراب و افسردگی را همچون فرصتی جهت ارزیابی خویش مغتنم شمارید و با خود این پرسش را مطرح سازید که آیا من انتظارات غیر ممکن را در چنین موقعیتی برای خود فراهم کرده ام؟

*با طرح سئوالاتی از خود از قبیل از چه چیزی در هراسم؟بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟با ترسی که در پشت کمال گرایی شما نهفته است رویارو شوید.

*به این نکته دقت کنید که بسیاری از چیزهای مثبت تنها با اشتباه کردن قابل یادگیری هستند. به طور مشخص به آخرین اشتباه خود فکر کرده و عبرت هایی را که از آن گرفته اید برای خود فهرست کنید.

* از تفکر همه یا هیچ در ارتباط با اهدافتان اجتناب نمائید. بیاموزید که بین کارهایی که اولویت بالایی برای شما دارند و کارهایی که اهمیت کمتری دارند تفاوت بگذارید و نسبت به کارهایی که اهمیت تلاش کمتری داشته باشند کوشش کمی به عمل آورید.

وقتی این پیشنهادات را بکار ببندید احتمالا تشخیص می دهید که کمال گرایی در زندگی شما مسئله ای مفید ضروری و موثر نمی  باشد. با استفاده از این روشها نه تنها بدون نیاز به کمال گرایی به اهدافتان خواهید رسید بلکه احساس بهتری نیز در مورد خود خواهید داشت.

دوشنبه, 11 مرداد 1400 ساعت 15:45

اختلال شخصیت

اختلالات شخصیت


ویژگی اختلال شخصیت مادام العمر بودن آن و رفتارهای تکراری، نابهنجار و اغلب ناکام کننده فرد مبتلا به آن است. این اختلالات به حدی عمیق بوده و در لایه های زیرین شخصیت فرد بیمار ریشه دوانیده اند که وی هیچ گونه آزاری از آن‌ها نمی بیند و بر عکس، رفتار خود را صحیح دانسته و دیگران را مسئول شکست ها و مشکلات خود می داند.


 فرد مبتلا به اختلال‌شخصیت هیچ گونه انگیزه و تمایلی به بهبود نداشته و معمولا در برابر انتقادات و اعتراض دیگران به این جمله بسنده می کند که «من همین هستم که هستم".
اما انواع اختلال شخصیت کدامند و ویژگی های عمده هر یک چیست؟

اختلالات شخصیت را اغلب به سه دسته تقسیم می کنند که هر کدام در برگیرنده انواعی از این بیماری است:

اختلالات دسته الف:

مبتلایان به اختلالات دسته اول اغلب عجیب و غیرعادی به نظر می رسند.

این دسته از اختلالات شامل سه مورد زیر است:

  1. اختلال شخصیت پارانویایی:

فرد مبتلا به این بیماری که در اصطلاح عامه "شکاک" نامیده می شود بی‌اعتمادی و سوءظن شدیدی نسبت به دیگران دارد، توانایی اعتماد کردن ندارد، پیوسته کینه دیگران را به دل می‌گیرد و معتقد است دیگران از او سوء استفاده می کنند.

  1. اختلال شخصیت اسکیزوئید:

مهم ترین ویژگی های این بیماری انزوا و کناره گیری، شرکت نکردن در فعالیت های روزمره و اهمیت ندادن به دیگران است. مبتلا به این بیماری اغلب به فعالیت های انفرادی تمایل دارد، از فعالیت های اندکی لذت می برد، دوستان زیادی ندارد و از نظر عاطفی و جنسی سرد است.

  1. اختلال شخصیت اسکیزوتایپی:

شخص مبتلا به این نوع اختلال که به شدت از نظر دیگران عجیب و غیرعادی به شمار می رود دارای تفکرات سحرآمیز و عقاید خرافی گوناگون است، و اتفاقات عادی را به امور متافیزیکی و موجودات ماورایی نسبت می دهد، رفتار و گفتار بعضا عجیب و غریبی دارد و نسبت به دیگران بدگمانی ها و سوءظن های پارانوئید دارد.

اختلالات دسته ب:

مبتلایان به این دسته از اختلالات اغلب هیجانی و دمدمی به نظر می رسند و دارای رفتار نمایشی هستند.

اختلالات این دسته چهار مورد زیر را شامل می شود:

  1. اختلال شخصیت ضد اجتماعی:

بیمار مبتلا به این نوع از اختلال توانایی مطابقت دادن خود با موازین اجتماعی را ندارد، به حقوق دیگران تجاوز کرده و مرتکب رفتارهای مجرمانه می گردد، توانایی برنامه ریزی برای آینده را ندارد، فریبکار، دروغگو، پرخاشگر و بی احتیاط است.

  1. اختلال شخصیت مرزی:

ویژگی اصلی این نوع اختلال ناپایداری و بی ثباتی در خلق و خو و روابط با دیگران است. فرد دچار اختلال شخصیت مرزی درک ثابتی از هویت خود ندارد، احساس پوچی مزمن می کند، دست به اقداماتی می زند که برای وی آسیب هایی در بر دارد، اقدام به خودکشی و یا تهدید به آن می کند و حالت های عاطفی ناپایدار و متغیر دارد.

  1. اختلال شخصیت نمایشی:

شخص مبتلا به این بیماری تمایل شدیدی به جلب توجه دیگران دارد، در موقعیت هایی که در کانون توجه قرار ندارد ناراحت است، ظاهر متفاوتی دارد، گفتارش سرشار از اغراق در مورد هیجانات شخصی است، روابط را از آنچه هست صمیمانه تر تلقی می کند و به شدت تلقین پذیر است.

  1. اختلال شخصیت خودشیفته:

خصوصیت اصلی این اختلال خودمحوری، کمبود احساس همدلی با دیگران و خود مهم پنداری است. فرد خودشیفته از بالا به بقیه نگاه می کند، در مورد موفقیت ها، زیبایی، قدرت، زیرکی و سایر ویژگی های مثبت خود به گونه اغراق آمیزی خیالبافی می کند، استثمارگر و نیازمند تحسین افراطی است و معتقد است دیگران به حال او غبطه می خورند.

اختلالات دسته ج:

مبتلایان به این دسته از اختلالات اغلب مضطرب و بیمناک هستند.

این دسته از اختلالات در بر گیرنده سه مورد زیر است:

  1. اختلال شخصیت اجتنابی:

افراد مبتلا به این بیماری نسبت به طرد شدن بسیار حساسند، علاقه شدیدی به برقراری ارتباط با دیگران دارند ولی از بیم پذیرفته نشدن از این روابط دوری می کنند.
به دلیل ترس از انتقاد، مورد تمسخر قرار گرفتن و یا خرابکاری کمتر در روابط کاری و یا روابط صمیمانه درگیر می شوند کم رو هستند و خود را از بقیه پایین تر می دانند.

  1. اختلال شخصیت وابسته:

این اختلال با نیاز به حمایت از سوی اطرافیان، وابستگی و پذیرش سلطه دیگران همراه است و فرد مبتلا به آن بدون راهنمایی دیگران قادر به تصمیم گیری و برنامه ریزی برای کارهای روزمره نیست، از رفتار نادرست دیگران انتقاد نمی کند تا مبادا حمایت آن ها را از دست بدهد و برای جلب محبت و حمایت دیگران دست به کارهایی می زند که برای وی ناخوشایند است.

  1. اختلال شخصیت وسواسی‌-‌جبری:

در این اختلال کمال طلبی همراه با انعطاف ناپذیری بر فرد تسلط دارد. بیمار مبتلا به این اختلال به حدی دارای کمال طلبی است که خود را در تکمیل تمام امور دخالت می دهد، در واگذاری امور به دیگران اکراه دارد، علاقه بیش از حد به کار داشته و تفریحات و روابط اجتماعی را قربانی کار می کند، بیش از حد منظم بوده و روی جزئیات امور حساسیت زیادی دارد، لجباز، انعطاف ناپذیر، خونسرد و خسیس است.

دوشنبه, 11 مرداد 1400 ساعت 07:59

ویژگی های شخصیت اجتنابی

ویژگی های شخصیت اجتنابی

به سبب ترس از انتقاد، عدم تایید یا طرد، از فعالیت هایی که نیاز به تعامل با افراد زیادی داشته باشد، اجتناب می کند.

جز با افراد خاصی که از آنها خوشش می آید، مایل به ارتباط با فرد دیگری نیست.

به سبب احساس شرم و یا ترس از تمسخر، از بین دنیای درون خود حتی به افرادی که با آنها رابطه نزدیک و صمیمانه نیز دارد، خودداری می کند.

در موقعیت های اجتماعی همواره به این فکر می کند که مبادا مورد انتقاد یا طرد واقع شود.

به سبب احساس، بی کفایتی ، از حضور در موقعیت اجتماعی جدید اجتناب می ورزد یا در صورت حضور در آن ، احساس ناراحتی می کند.

به سبب احساس کهتری، خود را فاقد مهارت اجتماعی لازم می داند.

غالبا به خاطر اجتناب از احساس شرمندگی ، از ورود به فعالیت ها جدید و ناشناخته اجتناب می ورزد.

شخصیت اجتنابی چگونه شکل می گیرد؟

فرد اجتنابی در دوران کودکی خود معمولا خجالتی و آرام بوده است. این گونه افراد حتی در کودکی نیز از حضور در میان جمع و فعالیت های گروهی اکراه داشته و از اینکه در برابر نگاه  دیگران قرار گیرند، احساس ناراحتی می کرده اند. چنین کودکی ممکن است که از رفتن به مدرسه خودداری کند، چرا که او از تعامل با دیگران در مدرسه احساس ناراحتی می کند و از اینکه در موقعیتی قرار گیرد که هیچ ضمانتی برای پذیرش کامل او وجود ندارد، وحشت دارد. شخصیت اجتنابی همچون دیگر اشکال کمرویی ریشه ژنتیکی نیز دارد و بنابراین ، از کودکی به بزرگسالی امتداد می یابد.

بنابراین ، محیط زندگی دوران کودکی تاثیر به سزایی در شکل گیری شخصیت اجتنابی دارد. افراد اجتنابی غالبا دارای والدینی با تاریخچه اضطراب و ترس که داشته اند، در حمایت و مراقبت از آنها افراط کرده باشند. همچنین این نوع والدین ممکن است در قبال موقعیت های اجتماعی مختلف، به وسیله فوبی اجتنابی یا ترس شدید، از خود واکنش نشان می داده اند و بدین ترتیب ، ترس از موقعیت های اجتماعی را به طور ناخواسته به کودک خود القا کرده باشند.

شخصیت اجتنابی در نقش شریک زندگی

زندگی مشترک با فردی دارای شخصیت اجتنابی بایستی خسته کننده باشد. این طور نیست؟ اگر صادقانه بخواهیم به این پرسش پاسخ دهیم، بایستی بگوئیم: ((آری)) چرا که شخصیت اجتنابی همواره نیاز به اطمینان دهی و پذیرش غیر مشروط دارد. همسر شما همواره خواهان تایید عشقی غیر مشروط از جانب شما خواهد بود، بدون اینکه خودش نیز چنین مسئولیتی را در رابطه با شما در خود احساس کند. هیچ مقدار اطمینان دهی و ابراز عشق و علاقه او را راضی نخواهد ساخت. به همین دلیل در نهایت شما از یک سو در نتیجه تلاش بی وقفه در جهت ارضای نیازهای او و از سوی دیگر به دنبال نادیده گرفتن نیازهای عاطفی و اجتماعی خودتان، دچار احساس خستگی ، خشم و رنجش خواهید شد. حتی در همان اوایل آشنایی نیز کمرویی شخصیت اجتنابی و هراس او از ایجاد رابطه صمیمانه تر می تواند برا شما ناراحت کننده باشد، چرا که تمام زحمت رابطه مزبور را برروی دوش خود احساس می کنید، این شما هستید که به او تلفن می کنید ، قرار ملاقات می گذارید و یا در حسرت شنیدن کلمه ای عاشقانه و محبت آمیز از سوی او می گذارید. همچنین شما ممکن است متوجه شوید که اضطراب همسر شما و هراس او از اعتماد به دیگران به شما نیز سرایت کرده است.

همچنین شاید شما متوجه شده باشد که فعالیت اجتماعی شما در مقایسه با دوران قبل از زندگی با همسرتان، محدود تر شده است. او همواره شما را از حضور در فعالیت اجتماعی ترسانده و بر حذر می دارد، چیزی که در ابتدا گمان می کردید از روی محبت و دلسوزی به شما می گوید، در حالی که اکنون آن را به شیوه کسل کننده او در زندگی نسبت می دهید. شخصیت اجتنابی، غالبا شیوه زندگی خود را به گونه ای تعیین می کند که هر چه بیشتر از تعامل با دیگران دوری کرده و از صدمات احتمالی ( به طور مثال طرد و تمسخر) ناشی از رابطه با آنها در امان بماند. یک محبوب اجتنابی نسبت به دیگران مشکوک است و همواره انتظار دارد که از سوی آنها مورد آزار و تحقیر قرار گیرد. بنابراین، هر نوع شوخی یا جوکی می تواند برای او آزار دهنده تلقی شود و بار دیگر به خودش ثابت کند که دیگران قابل اعتماد نیستند و قصد طرد و تحقیر او را دارند. اگر از سوی شما، یا فرد دیگری ، کوچیکترین انتقادی به او شود، او به شدت احساس طرد و آزار خواهد کرد. در نتیجه، شما ممکن است به این احساس برسید که از گفتن بسیاری از حرف ها به او خودداری کنید.

زندگی مشترک با شخصیت اجتنابی

اگر شما با فردی اجتنابی ازدواج کرده اید و یا قصد ادامه رابطه با او را دارید، بایستی بدانید که اختلال شخصیت همسر یا محبوب شما بسیار پایا و تقریبا غیر قابل درمان است. این گونه افراد دارای تاریخچه طولانی در زمینه اجتناب، ترس و کناره گیری لز موقعیت های اجتماعی هستند.

توقعات واقع بینانه ای داشته باشید

بنابراین به شما توصیه می شود که حداقل هنگام اصرار به تغییر او، این واقعیت را در نظر داشته باشید که تقاضای شما از محبوب خود به منظور اعتماد به شما، حضور در موقعیت های اجتماعی جدید و یا توجه به نیازهای عاطفی خودتان، می تواند برای او بسیار سخت و دلهره آور باشد. با این همه،اگر شما بتوانید توقعات منطقی کوچک از محبوب خود داشته باشید، به احتمال زیاد می توانید به موفقیت های کوچکی در رابطه خودتان با او دست یابید.

نیازهای خودتان را مودبانه و صادقانه با او مطرح سازید

هنگامی که قصد اصلاح محبوب خود را دارید، به طور حتم نمی توانید در موقعیت با ثباتی قرار داشته باشید . بنابراین ممکن است ، لحن نگران کننده شما، نتیجه معکوس داده و هراس او را از انتقاد و وانهادگی، بیش از پیش تقویت کند.

همچنین ممکن است هنگامی که اقدام به اصلاح او می کنید، با خشم  یا اندوه یا قهر، از خود واکنش نشان دهد. به یاد داشته باشید که این واکنش ها درواقع تلاش هایی است که محبوب شما در جهت اجتناب از طرد شدن از خود نشان می دهد.

روزنه های جدیدی برای خودتان و محبوب تان ترسیم کنید

رشد و تغییر دو جزء جدایی ناپذیر در هر رابطه سالم به شما می روند. این جزء در شخصیت اجتنابی دیده نمی شود. او همواره به همان شیوه ثابت انزواطلبی خود می چسبد و آن را به خاطر امنیتی که در ازای آن به دست می آورد رها نمی سازد. اقدام به فعالیت ها و کسب تجربه های جدید در موقعیت های اجتماعی جدید برای او  به شدت و.حشت آور است. او با شیوه ثابت و همیشگی و در نتیجه قابل پیش بینی خود، احساس راحتی بیشتری می کند. به عبارت دیگر او با پیله تنهایی خودش راحت تر است و فکر حضور در جهان بیرون او را مضطرب می سازد.بدین ترتیب به خوبی می توان نتیجه گرفت که زندگی با محبوب اجتنابی می تواند تحول و پویایی را از زندگی شما بگیرد و در نهایت ، رنجش عمیقی را از او ورابطه با او ایجاد کند.

بنابراین، به شما توصیه می شود که مودبانه و صمیمانه محبوب خود را ترغیب کنید که با بیرون آمدن از پیله خود برخی از نیازهای شما را برآورده سازد ( به طور مثال، باهم به پیاده روی بروید یا در یک رستوران به صرف غذا بپردازید).به تدریج در این راستا فهرست فعالیتهای مشترک با او  را افزایش دهید ( رفتن به یک رستوران جدید ، یک نمایشگاه هنری، یک کنسرت) هدف ما این است که شما مدت زمانی را به انجام فعالیت های جدید به منظور تحقق نیازهای خود اختصاص دهید . به تدریج سعی کنید برخی افراد جدید رابه گروه  دو نفره خودتان اضافه کنید. اگر محبوب شما با این کار مخالفت کرد، خودتان به تنهایی اوقاتی را برای تفریح خود به تنهایی یا با دیگران از جمله دوستان و خانواده خود اختصاص دهید. البته شما نباید انتظار داشته باشید که محبوب تان از فعالیت های مستقل شما استقبال کند . بنابراین، آمادگی آن را داشته باشید که او با فعالیت های مستقل شما به مخالفت برخیزد.

از محبوب خود بخواهید که تحت درمان قرار گیرد.

اگر چه شما اکنون متوجه شده اید که افراد مبتلا به اختلال شخصیت در برابر تغییر به شدت مقاومت می کنند، اما همواره ما امیدواریم که تغییری هرچند اندک در الگوهای رفتاری آنها ایجاد شده و از شدت اختلال آنها کاسته شود. برخی از ویژگی های شخصیتی را می توان با صرف وقت ، شکیبایی و پشتکار فراوان تا حد قابل تحمل تغییر داد، اما این تغییر بایستی که بیشتر توسط یک فرد متخصص ( و نه شما) انجام پذیرد. به همین دلیل ما به شما جدا توصیه می کنیم که با فردی متخصص در زمینه اختلالات شخصیت به مشاوره بردازید. همچنان که قبلا نیز گفته شد، فرد اجتنابی بر خلاف دیگر انواع مبتلایان اختلال شخصیت، دارای ترس و اضطراب شدیدی است که زندگی را برای او خسته کننده می سازد. به همین دلیل ممکن است که او از انگیزه کافی برای کاهش درد و رنج خود برخوردار باشد و از پیشنهاد شما برای مشاوره با یک فرد متخصص استقبال کند.

زمان ترک رابطه

شاید شما پس از صرف وقت فراوانی و تلاش بسیار به این نتیجه برسید که دیگر چنین رابطه ای برای شما قابل تحمل نیست. در این صورت برای شما و همچنین محبوب شما بهتر است که به طور مسالمت آمیز از یکدیگر جدا شوید. ما به شما توصیه می کنیم که دلیل یا دلایل جدایی خود را صادقانه با او در میان بگذارید.شما با این کار در واقع به او می گویید که هیچ ایرادی در اونیست، بلکه این شما هستید که از یک رابطه عاطفی و زندگی مشترک چیز بیشتری می خواهید و دیگر قادر به ماندن در چنین رابطه ای نستید. فرد اجتنابی در قبال جدایی محبوب یا همسر بسیار آسیب پذیر است، زیرا همچنان که گفته شد او از اینکه مورد طرد واقع شود به شدت احساس هراس می کند. به همین دلیل ممکن است که شما نیز در حین جدایی از او یا پس از آن ، احساس گناه کنید، و نسبت به سلامتی روانی او در پس از جدایی نگران شوید. بنابراین، سعی کنید تا به نحوی ( به طور مثال، مشاوره یا یک فرد متخصص ) این گونه احساسات را در خود مهار کند تا مبادا دوباره شما را به همان وضعیت قبلی بازگردانند.

شخصیت وابسته

ویژگی های شخصیت وابسته

فاقد قدرت تصمیم گیری در امور روزمره بدون اظهار نظر و کسب اطمینان از سوی شما و دیگران.

نیاز دارد که مسئولیت غالب حیطه های مهم زندگی خود را به عهده شما   یا دیگران بگذارد.

به خاطر هراس از طرد و تنهایی، از مخالفت با دیگران و اظهار نظر شخصی خود اجتناب   می کند.

به خاطططر فقدان اعتماد نسبت به توانایی و قدرت ارزیابی خود، دشواری زیادی در شروع به انجام کاری و یا به اتمام رساندن آن دارد.

اهمیت زیادی برای حمایت از سوی دیگران قائل است و این سبب می شود که گاهی به خاطر دیگران تن به کارهایی بدهد که خوشایند خودش نیست.

هنگام تنهایی احساس ناراحتی و درماندگی می کند، زیرا از اینکه نتواند به تنهایی از خودش مراقبت کند ، به شدت هراس دارد.

هنگامی که به پایان رابطه با فردی می رسد، به خاطر هراس از تنهایی به سرعت به جستجوی ایجاد روابط جدید می رود.

به شدت نگران این است که به تنهایی نتواند از خودش مراقبت کند.

دوشنبه, 11 مرداد 1400 ساعت 07:52

نتایج اولیه کنکور سراسری ۱۴۰۰

خبر فوری

نتایج اولیه کنکور سراسری ۱۴۰۰ اعلام شد.

یکشنبه, 10 مرداد 1400 ساعت 07:13

سوالات مشکل‌دار کنکور سراسری

رییس سازمان سنجش: سوالات مشکل‌دار کنکور سراسری اخیر حذف خواهند شد در نتیجه داوطلبان اثری نخواهند داشت

آزمون ورودی پایه دهم مدارس نمونه دولتی؛ ۱۵ مرداد

علیرضا کمری معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش:

آزمون ورودی پایه دهم مدارس نمونه دولتی دوره دوم آموزش متوسطه (دبیرستان ها و هنرستان های فنی و حرفه ای)، راس ساعت ۹ صبح روز جمعه ۱۵ مرداد ماه در سراسر کشور به صورت همزمان برگزار خواهد شد.

داوطلبان باید، به ۱۰۰ سوال در مدت ۱۲۰ دقیقه پاسخ دهند.
سوالات از کتاب‌های درسی آموزش قرآن و پیام های آسمان، فارسی، عربی، مطالعات اجتماعی (جغرافیا، تاریخ، مدنی)، زبان انگلیسی، علوم تجربی و ریاضی پایه نهم طرح می‌شود.

صفحه1 از27

همکاران ما در زوج و خانواده

                                  

     

                        

 

 

خدمات ارایه شده به سازمان‌ها

  • Melat
  • O 2deb08c0
  • Sepah
  • Bsaderat
  • Emdad
  • Naft
  • Zendand
  • سازمان ها
    ارائه سخنرانی و آموزش مهارت های زندگی برای ادارات و سازمان های دولتی و خصوصی
  • Mahdkoodak
    ارائه سخنرانی وآموزش مهارت های زندگی برای مهد کودک ها
  • Keshavarzi
  • Dad
  • Araffm
  • Sazman

    ساعت کاری ما :

    • شنبه - چهارشنبه :صبح 9:00 - 14:00  بعدظهر 16:00 - 21:00
    • پنجشنبه: صبح 9:00 - 14:00
    01732350794 / 01732320995 / 0937 962 9135

    if location 287561

    گرگان  خیابان ولیعصر نبش عدالت 22 مجتمع مروارید - طبقه 7  واحد2  

       017-32350794  if phone 1055012

    017-32320995    if phone 1055012

    0937-962-9135if phone 1055012

    مرکز آرام را دنبال کنید

    inestagram           telegram             if email social media 2481196