همبسته ها و همایندهای کمرویی

کمرویی برچسبی است که معمولا خود فرد یا دیگران بر روی فرد می گذارند.این برچسب ها تعیین کننده خود فرد نیستند،بلکه او را صرفا در یک مقوله یا طبقه قرار می دهند.این مقولات یا طبقات در فهمیدن رفتار کمک میکنند،اما در بسیاری از موارد ماهیت خود فرد را نشان نمی دهند زیرا کم رویی می تواند در یک فقط به عنوان یک رفتار باشد:در حالی که در مواقع دیگر یک ندای درونی و به عنوان بخش مهمی از خود فرد و جهت دهنده اصلی او در نظر گرفته شود.

شناخت و بهبود کودک درون

دلگرفتگی،اضطراب و نگرانی های مزمن امروزه برای بیشتر افراد احساسی آشنا و مانوس است.نداشتن شادی عمیق افراد را وامیدارد به دنبال تجربه شادی به هر دری بزنند.از مسافرت و گشت و گذار گرفته تا تفریحات ناسالمی مثل استفاده از مشروبات الکلی و مواد مخدر،گزینه هایی هستند که برای پر کردن اوقاتی که به دلگرفتگی و اضطراب میگذرد انتخاب میشوند اما علیرغم انتظار باز هم موثر نمی افتند.زندگی ماشینی امروز با چنان سرعتی در حال گذر است که گاه فرصتی برای خلوت کردن با خود به آدمی نمی دهد.بدیهی است در چنین شرایطی احساسی که بیش از همه تجربه می شود،احساس خستگی روحی و دلگرفتگی مزمن باشد.از زمانی که کودکان خرد سالی بودیم والدین به ما آموختند که به دیگران بیش از خود توجه کنیم و نیازهای آنها را مقدم بر نیازهای خود بدانیم.زمانی که بزرگتر شدیم سیستم مدرسه نیز به این ماجرا دامن زد و به ما آموخت انجام تکراری و تقلیدی تکالیف بیش از خلاقیت ما ارزش دارد.مهم نبود که ما میتوانستیم مسائل ریاضی را با خلاقیت خود به شیوه ای دیگر حل کنیم،زمانی نهره کامل و توجه معلم را دریافت می کردیم که کاملا مطابق با اصول از پیش تعیین شده مسائل را حل میکردیم.زمانی که تحصیل را به اتمام رساندیم و با انتخاب کار یا همسر مرحله جدیدی را در زندگی آغاز کردیم،تکراری بودن روال زندگی بیش از پیش آزار دهنده شد.

کمرویی و اضطراب اجتماعی

اضطراب اجتماعی ، ترس چشمگیر از موقعیتهای اجتماعی و یا اجرایی است و با نشانه هایی مانند عرق کردن، تپش قلب، لرزش و اشکالات تنفسی همراه است. معتقد است به جای فوبی اجتماعی بهتر است گفته شود اضطراب اجتماعی ، زیرا فوبی به عنوان یک اختلال روانی در نظر گرفته می شئود و در واقع اختلالی است که در درون خود شخص رخ می دهد، در حالی که اضطراب اجتماعی به عنوان (( مشکلی در زندگی)) در نظر گرفته می شود که از تبادل شخص و محیط ایجاد می شود و تجربه رضایت بخش فرد را در زمینه کارکرد اجتماعی محدود می کند. بین فوبی اجتماعی عمومی و اضطراب اجتماعی عمومی همایندی بالایی وجود دارد . به همین ترتیب ، کمرویی و اضطراب اجتماعی نیز به هم وابسته اند و همپوشی بالایی بین نشانه های شناختی ، رفتاری و فیزیولوژیکی آنها وجود دارد.

روش های کسب مهارت

ایفای نقش

<

جاده خوشبختی را چگونه طی کنیم؟

کنجکاوی: کنجکاوی به معنای علاقمندی به همه آن چیزهایی است که تجربه شان می کنید. افراد کنجکاو فعال و در جستجوی موقعیت های چالش برانگیزند. این ویژگی همان چیزی است که در طول قرون دانشمندان، مخترعان و مکتشفان را بر آن داشته است فراسوی محدودیت های دانش بشر گام بردارند.

12 گام در مسیر کنجکاوی

<

بیماری ایدز چیست؟
بیماری ایدز بیماری است كه سبب اختلال سیستم ایمنی بدن می شود به صورتی كه بدن قادر به مبارزه با برخی عفونتها نمی باشد. این عفونتها عبارتند از: عفونتهایی كه عفونتهای فرصت طلب نام دارند و سایر بیماریهایی كه در شرایط ضعف سیستم ایمنی عمل می كنند. وقتی فردی با ویروس ایدز آلوده می شود و ویروس وارد بدن او میگردد، ابتدا ویروس در سلولهای سفید خون او زندگی و تكثیر پیدا میكند.ویروس در حین رشد خود در بدن سبب از بین رفتن این سلول و سلولهای دیگر میشود. انهدام این سلولها سیستم ایمنی را تضعیف میكند در نتیجه باعث مستعد شدن شخص به عفونتها و بیماریهای فرصت طلب مختلف میشود از عفونت ریه گرفته تا سرطان.

ویروس ایدز چگونه منتقل میشود؟

1- تماس جنسی بدون پیشگیری با فرد آلوده به ایدز.

2- استفاده از سوزن یا سرنگ مشترك با یك فرد آلوده به ویروس ایدز.


3- انتقال ویروس از مادر به فرزند در حین بارداری، زایمان، یا شیردهی

ویروس ایدز از چه راههایی منتقل نمی شود؟<

راز کسب نتیجه بیشتر با صرف انرژی کمتر

قانون 20/80 به شکل گیری جهان مدرن کمک کرده اما همچنان یکی ازبزرگ ترین رازهای عصرما باقی مانده است و حتی متخصصینی گه از این قانون بهره می برند فقط از بخش کوچکی از قدرت این قانون استفاده می کنند.))

(( مردم معتقدند که نباید همه تخم مرغ هایشان را در یک سبد بگذارند. قانون 20/80 می گوید با دقت یک سبد را انتخاب کنید و همه تخم مرغ هایتان را در آن بگذارید سپس مثل یک شاهین مراقبش باشید.))

(( قانون 20/80 ماند حقیقت می تواند به شما آزادی ببخشد. شما می توانید با استفاده از این قانون، کمتر کار کنید و در عین حال بیشتر درآمد داشته باشید و بیشتر لذت ببرید.))

(( اگر تشخیص بدهید که در چه زمینه ای خوب عمل می کنید و سپس در آن زمینه بیشتر کار کنید موفقیت به سادگی به دست می آید.))

سرزندگی

27 مرداد 1399 نوشته شده توسط

سرزندگی

سرزندگی به معنای داشتن دیدگاهی نسبت به زندگی است که با انرژی زیاد، زنده دلی و هیجان مشخص می شود.

13 گام در مسیر زندگی

گام107: کاری را که همیشه انجام می داده اید دوباره انجام دهید، اما این بار به شیوه ای متفاوت و خلاقانه و با انرژی بیش تر.

گام 108: حداقل 2 تا 3 بار در هفته ورزش کنید و ببینید این کار چه تاثیری بر سطح انرژیتان می گذارد.

گام109: فعالیت بدنی مورد علاقه تان را انجام دهید. فعالیتی که  نه مجبور به انجام دادنش باشید و نه دیگران پیشنهادش کرده باشند.

گام 110: بهداشت خوابتان را از طریق داشتن یک برنامه منظم برای زمان خواب، خوردن غذا سه تا چهارساعت پیش از خواب، اجتناب از انجام دادن هرکاری در رختخواب و نخوردن کافئین در شب بهبود بخشید. سپس تغییراتی را که در سطح انرژیتان به وجود می آید، بازبینی کنید.

گام111: قبل از شروع کار یا تکلیف به شیوه هایی جهت هیجان انگیز و جالب کردن آن فکر کنید.

گام 112: یک فعالیت جسمانی سهت را انجام دهید که همیشه می خواستید انجامش دهید، اما تاکنون انجام نداده بودید ( مانند دوچرخه سواری، دویدن، بازی کردن و...).

گام 113: در گروه کر بخوانید یا یکی از آلات موسیقی را بنوازید.

گام 114: در کنسرت یا نمایشگاه هنری شرکت کنید.

گام 115: هر هفته برنامه&

نقش باور مثبت ومنفی در زندگی

احساسات وعقاید خود را ارزیابی کنید

درس ها و تجربه هایی که در زندگی به دست می اورید منشا باورهای اصلی شما هستند .با گذشت زمان ممکن است این باورها غیر قابل استفاده شوند .برای اینکه تصمیم بگیرید که باید این باورها را نگه دارید ویا دور بریزید از خود بپرسید که انها چه منافعی و چه محدودیت هایی برای شما دارند.باورهای منفی بیشتر از انکه به شما کمک کنند مضر هستند.مثلا این باور که دیگران برای من ارزشی قائل نیستند میتواند شما را ناامید، محتاط و بدگمان کند.بنابراین انرا به یک باور مثبت تغییر دهید: دیگران برای من ارزش قائلند، این باور به شما احساس اطمینان و اعتماد بنفس میدهد.نکته: باورهای مثبتی را که به شما اعتماد بنفس میدهند، نگه دارید.

باورهای منفی که شما را از موفقیت دور میکنند دور بریزید.

با ترس خود روبرو شوید

با باور منفی خود مبارزه کنید.برای مثال تولد یک نوزاد ممکن است شما را از همسرتان دور کندو این ترس را در شما بوجود اورد که همسرتان دیگر به شما علاقه ای ندارد پس بااین ترس مبارزه کنید و باور مثبت را به ذهن خود راه دهید و دائم با خود تکرار کنید: همسرم مرا همچنان دوست دارد.

ترس را از خود دور کنید

اگر باور شما در مورد چیزی منفی است مثل اینکه دیگران شما را دوست ندارند.این باور به صورت ترس به ذهن شما منتقل میشود و ممکن است شما را نسبت به دیگران بدبین کند. مثلا فکر کنید همه پشت سرشما حرف میزنند باید با این ترس مبارزه کنید.به طور مرتب در ذهن خود این نقش را بازی کنید که چگونه باید از خود دفاع کنید. اگر چه ممکن است این ترس وجود داشته باشد ولی شما راه نجات از انرا پیدا میکنید وپس از مدتی این ترس از بین میرود .همین که ترس از بین رفت باورتان به یک باور مثبت تغییر میکند: دیگران مرا دوست دارند.

کارهایی که باید انجام دهید:

بدانید که حتی باورهای منفی که سالها پیش شکل گرفته اند میتوانند تغییر کنند.

عبارات ضعیف مثل من باید باهمه موافقت کنم را با عبارات کارامد مثل من میدانم چگونه مخالفتی موثر داشته باشم  را تغییر دهید.

کارهایی که باید از انها دوری کنید:

باورهای منفی میتوانند از نظر ذهنی شما را کمتر به موفقیت برسانند .

از اشتباه فهمیدن اعمال دیگران خودداری کنید .باور منفی شما میتواند شما را به راهی اشتباه ببرد.

مسئولیت پذیری چیست؟

مسئولیت پذیری یعنی قابلیت پذیرش، پاسخگویی و به عهده گرفتن کاری که از کسی در خواست می شود و شخص حق دارد که آن را بپذیرد و یا رد کند. مسئولیت پذیری، در روند صحیح رشد انسان ها پدید می آید. مسئولیت با وظیفه تفاوت دارد. وظیفه کاری است که یک نفر به دیگری محول می کند و باید حتما انجام بگیرد . وقتی از کسی می خواهید مسئولیتی را بپذیرید، باید برای او کاملا مشخص شود که موضوع درخواست چیست و در برابر به عهده گرفتن آن ، چه چیزی به دست می آورد، البته اجباری برای پذیرش این درخواست وجود ندارد. درواقغ مسئولیت انتخابی آگاهانه است.

( فرزندان از همان دوران کودکی باید درک کنند. دربرابر چیزی که می گیرند چیزی باید بدهند).

وابستگی و استنقلال چگونه شکل می گیرد؟

نوزاد با وابستگی کامل به دنیا می آید. زیرا در دوران جنینی همه نیازهای او بدون این که تقاضایی بکند برطرف می شوند، و او در رحم مادر تمام امکانات لازم برای زنده بودن را در اختیار دارد و هیچ فشاربیرونی بر او وارد نمی شود. اما پس از تولد یکباره تعادل زندگی اش به هم می خورد و او به عنوان نوزاد به دنیایی منتقل می شود که شرایطش با محیط قبلی او کاملا متفاوت است. جوجه مرغ همین سر از تخم بیرون می آورد خودش می تواند دانه برچیند ولی نوزاد انسان این طور نیست. اگر از او مراقبت نشود ظرف دو یا سه روز میمیرد. این مفهوم وابستگی کامل نوزاد به والدین است. مادر و پدر سعی می کنند برای مدتی حالتی (( شبه جنینی)) برای نوزاد ایجاد کنند تا او زنده بماند. آن ها سعی می کنند محیط قبلی زندگی کودک را چنان شبیه سازی کنند که نوزاد احساس نکند چیزی عوض شده است. نوزاد نمی تواند حرف بزند ولی می تواند با اعمال و رفتار خود نشان دهد که از وضعیت موجود راضی هست یا نیست. اینجاست که حدس می زنیم شاید سردش باشد، شاید گرسنه باشد، شاید درد داشته باشد ... یا همین شایدها که بین نوزاد و مادر ارتباط برقرار می شود.

نوزاد از 6ماهگی تا یک سالگی به این وابستگی پی می برد. تازه می فهمد که مادر هم وجود دارد و این مادر است که نیارهای او را برآورده می کند. این درست هنگامی رخ می دهد که کودک گرسنه است و شیر می خواهد ولی شیر نیست. اگر مادر پیش از ابراز گرسنگی از سوی نوزاد به او شیر بدهد، کودک هیچچچ وقت این خواستن و نبودن را درک نمی کند.فاصله زمانی میان حس کمبود چیزی تا برآورده شدن آن، به کودک یاد می دهد که همه کارها فورا انجام داده نمی شود و باید صبر کند.

بنابراین، در این دوران تنها چیزی که والدین از بچه انتظار دارند صبر کردن است. کودک باید درک کند که قرار نیست هرچه او می خواهد فورا در اختیارش قرار گیرد.اگر شیر می خواهد باید صبر کند تا گرم شودذ یا زمان آن برسد. این فاصله زمانی بین ابراز تا برآورده شدن آن، رنجی را به کودک تحمیل می کند. والدین باید از ابتدا این فرصت را به کودک بدهند که صبر کردن را بیاموزد. اما اگر از همان روزهای اول تولد، کودک هرچه را که می خواهد فوری در اختبارش قرار دهند هرگز نمی تواند تصور کند که بین خواستن چیزی و فراهم شدن آن باید فاصله زمانی وجود داشته باشد. اینجاست که رابطه متقابل معنا پیدا می کند و کودک می فهمد(( هرچیز که بخواهد فورا در اختیارش قرار نمی گیرد و برای دستیابی به آن، دست کم باید مدتی صبر کند.)) این الگو ( دادو ستد) باید، از کودکی آغاز شود و به تدریج تا نوجوانی و جوانی کاملا شکل بگیرد، قرار نیست همه خواسته های آدمی فورا برآورده شود. لازم است او به مرور بفهد که برای برآورده شدن خواسته اش باید تلاش کند. او نباید فقط به صورت منفعل باشد. باید بیاموزد که در برابر چیزی که به دست می آورد، وظیفه ای به عهده دارد و اطرافیان از او انتظاراتی دارند.

شرایط مسئولیت پذیری چگونه مهیا می شود؟

اگر تمام مراحل رشد فرزندان درست طی شود، شرایط مسئولیت پذیری مهیا می شود.

کودک باید زمانی ، بدون انجام دادن کاری حس کرده باشد که بهتر از او در جهان وجود ندارد. اوممکن است بپندارد: (( بودن من با همین ویژگی هایی که دارم – اگر هیچ کاری هم نکنم- بهترین هدیه ای است که خداوند به پدر و مادرم داده )) کودک باید این حس را در فاصله سنی تقریبا 5/1 تا 2 سالگی تجربه کرده باشد. او باید در این دوره به طور غیر مشروط، توجه، محبت و عشق کافی دریافت کرده باشد. او نباید چنین تصور کند که به ازای کاری که کرده است دوستش دارند. این دوست داشتن نباید شرطش مسئولیت پذیری باشد. و نباید به خاطر کاری که نمی کند عشق و محبت و پشتیبانی مان را از کودک دریغ کنیم. کودک باید بفهمد که او را دوست دارند، صرف نظر از این که نمره درسی اش خوب است یا بد، و اتاقش را مرتب می کند یا نه. او برای پدر و مادرش دوست داشتنی است، ولی احترام و ارج انسانی او همگام با رشدش بیشتر خواهد شد. اگر این همگامی بین رشد و مسئولیت وجود داشته باشد، خود کودک بیش از هر کس دیگری از پذیرفتن مسئولیتی خاص خوشحال خواهد شد. چرا نوجوانان دوست دارند به محض اینکه 18 ساله شدند رانندگی یاد بگیرند ؟ چون این نوعی مسئولیت است و کاری است که برایشان با لذت و خوشحالی همراه است. اگر کارهای دیگر هم همین طور به آن ها معرفی شود، به راحتی آن را می پذیرند. مثلا اگر به کودک بگوییم وقتی سه ساله شدی می توانی لیوانت را خودت بیاوری و برای خودت شیر بریزی، کودک احساس بزرگی می کند. در پرتو این معنا دادن ها، کودک فکر می کند که کارهایی که انجام می دهد ، نشانی از بهتر شدن ، بزرگ تر و بالغ تر شدن (( من )) اوست. او نباید این احساس را داشته باشد که هر چه بزرگ تر می شود، کارهایش سخت تر می شود، یا کار بدتری به او می دهند. بنابراین، معنا و برچسبی که ما روی کارها می گذاریم بسیار مهم است.

اگر کودک حس کند پدر و مادر دوستش ندارند، به طور غیر مستقیم والدینش را می آزماید. او پیش خود می گوید: (( کاری می کنم ببینم واقعا مرا دوست دارند یا اگر کاری از من خواستند انجام نمی دهم تا ببینم باز هم دوستم دارند؟ )) یعنی به آزمودن پدر و مادر می پردازد. احساس امنیت درونی کودک، با حس دوست داشته شدنش شکل می گیرد. هنگامی که او حس کند خوب و دوست داشتنی است و می تواند چیزهای خوبی به دیگران بدهد، همه کارها را با خوشحالی انجام خواهد داد. اما اگر دائما به او بگویند که تو نمی توانی، خراب می کنی، عقلت نمی رسد و تو عرضه نداری، برای انجام دادن هرکاری ترس او بیشتر می شود و در نتیجه از درجه مسئولیت پذیری وی کاسته می شود. اگر از ابتدا این حس به او منتقل شود که می توانی هرکاری را به خوبی انجام دهی، انجام دادن هرکاری برای او دلیلی است بر این که او (( خوب)) است و بزرگ شده است.

صفحه1 از3

خدمات ارایه شده به سازمان‌ها

  • Melat
  • O 2deb08c0
  • Sepah
  • Bsaderat
  • Emdad
  • Naft
  • Zendand
  • سازمان ها
    ارائه سخنرانی و آموزش مهارت های زندگی برای ادارات و سازمان های دولتی و خصوصی
  • Mahdkoodak
    ارائه سخنرانی وآموزش مهارت های زندگی برای مهد کودک ها
  • Keshavarzi
  • Dad
  • Araffm
  • Sazman

    ساعت کاری ما :

    • شنبه - چهارشنبه :صبح 9:00 - 14:00  بعدظهر 16:00 - 21:00
    • پنجشنبه: صبح 9:00 - 14:00
    01732350794 / 01732320995 / 0937 962 9135

    if location 287561

    گرگان  خیابان ولیعصر نبش عدالت 22 مجتمع مروارید - طبقه 7  واحد2  

       017-3235079  if phone 1055012

    017-32320995    if phone 1055012

    0937-962-9135if phone 1055012

    مرکز آرام را دنبال کنید

    inestagram           telegram             if email social media 2481196